خواجه نظام الدين عبيد زاكاني

53

أخلاق الأشراف ( فارسى )

را به وجه احسن و طريق ايمن « 1 » در قيد كتابت كشيده‌اند . و از وقت و زمان مبارك آدم صفّى « 2 » تا بدين روزگار اشراف بنى آدم به مشقّت بسيار و رياضت بكمال ، « 3 » فهم فضايل اربعه « 4 » را ، كه حكمت و شجاعت و عفّت و عدالت است سعى بليغ بتقديم

--> - خطايى كه از روى سهو و ناتوانى سر بزند اطلاق مىشود ، ولى تقصير به خطاى عمومى و بالنسبه عمدى . جاهل قاصر كسى است كه شرايط مادّى و اجتماعى مايهء جاهل ماندن او گشته است ، ولى جاهل مقصّر كسى است كه به سبب تنبلى و كسالت جاهل مانده است . در اين عبارت عوفى نيز اين تقسيم ديده مىشود « هركس كه از مصنوع بر صانع استدلال نمىگيرد ، از قصور عقل نيست بلكه از تقصير ناظر است . » ( جوامع الحكايات ، 1 / 39 ) . و رضى الدين نيشابورى ( وفات ، 598 ه . ق . ) گويد ( عوفى ، لباب الالباب ، 189 ، نفيسى ) : رَهى ثَناىِ تو گر كرد تا كنون تأخير * مدان ز غفلت و تقصير ، بَلْ ز محضِ قُصُور از آنكه زادهء طبعش ندارد آن مقدار * كه در مدايحِ اخلاقِ تو شود مسطور . - حواشى . ( 1 ) . وجه احسن و طريق ايمن ، به صورتى نيكوتر و شيوه‌يى استوارتر و راست‌تر . الايمن ، ج يمن و ايامن : ما كان من جهة اليمين ؛ ذو اليمن و البركة . ايمن ( به فتح همزه و ميم ) ، راست ، طرف راست ؛ مبارك و خوش‌يمن ؛ نيك‌بخت و ميمون . در فارسى معمولا ايمن ( به كسر همزه و ميم ) تلفّظ مىشود و به معنى « رستگار » و « درامان » و « آسوده خاطر » به كار مىرود . در زبان عربى مثل است كه « بعض البقاع ايمن » برخى بقعه‌ها خوش‌يمن‌تر است ( - ميدانى ، مجمع الامثال ، 87 ) . ( 2 ) . صفّى يعنى برگزيده ، لقب حضرت آدم است ( - آل عمران ، 3 / آيهء 33 ) كه مىگويد « إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ . . . » خدا آدم را برگزيد يعنى صفىّ خود ساخت . ( 3 ) . بكمال ، از مقوله بخرد ، بقاعده ، بهنجار ، بساز ، باصول ، بنيرو ، به شرط ، . . . و جز اينهاست . در كليله و دمنه ( 340 ، مينوى ) آرد « در زمين كنّوج مردى مصلح . . . بود ، در دين اجتهادى تمام داشت ، و بر طاعت و عبادت مواظبت به شرط . . . » . حافظ گويد ( ديوان ، 173 ، قزوينى ) معاشرى خوش و رودى بساز مىخواهم * كه دردِ خويش بگويم به نالهء بم و زير ( 4 ) . فضايل اربعه ، كه آنها را در اصطلاح علماى اخلاق ( Cardinal Virtues ) -